انسانی >> علوم تربیتی

هدف :

رشد سالم و صحیح جوامع انسانی در گرو تعلیم و تربیت صحیح و اصولی افراد آن جامعه است . بدیهی است هر چقدر آگاهی و دانش اقشار مختلف جامعه نسبت به تعلیم و تربیت افزایش یابد ، جامعه در مسیر تکامل و تعالی رشد خواهد یافت و البته این امر ، یعنی ارتقاء و افزایش آگاهی عمومی مردم در زمینه تعلیم و تربیت ، توسط متخصصان و صاحبنظران و همچنین مدرسان و معلمان علوم تربیتی انجام می گیرد . نظر بر این مهم ، رشته علوم تربیتی به منظور تربیت و آموزش افراد در بیشتر دانشگاههای کشور دایر بوده است. 
آیا معلم عاملی است که به بچه ها یاد می دهد ؟ یا سبب می شود که بچه ها  خود  یاد بگیرند ؟ آیا معلم باید به همه جوانب درس خود فکر کند و پس از آن درس دهد یا باید بدون محاسبه وارد میدان  یاددادن  شود و شروع به تدریس و یاد دادن کند ؟ 
بی شک ، هر معلم کاردان و ماهری سعی می کند به دانش آموز خود کمک کند تا خودشان به یاد گرفتن عمیق و پایدار دست یابند . یاد گرفتنی که پیامد آن دانستن بسیاری از چیزهای دیگر است و این همان یادگرفتن خلاق با میل و رغبت و همیشگی است . این نوع یاد گرفتن حافظه شاگردان را خسته نمی کند و آنها را فقط برای امتحان دادن آماده نمی سازد . بلکه تفکر آنان را پرورش می دهد و مهارتهای آنها را پی می ریزد و بارور می کند . در واقع شیوه تدریس معلم از چنان اعتباری برخوردار است که طراحی و انتخاب درست و به جای آن در فرآیند یاددهی- یادگیری ، مهمتر از اطلاعات علمی معلم است و گزینش راه اشتباه ، ضایعه خطرناکی برای نظام آموزشی محسوب می شود . 

توانایی های مورد نیاز و قابل توصیه :

فرآیند یادگیری با انسان سر و کار دارد و انسان بدون مهر و محبت و توجه خاص ، تحت تاثیر قرار نمی گیرد و چیزی را نمی آموزد. از همین رو دانشجوی علوم تربیتی باید انسان دوست و درد آشنا باشد تا در بهبود وضعیت آموزشی کشور نقش موثری داشته باشد . 
علوم تربیتی فرآیند کیفی و خرد است ؛ یعنی به یادگیری تک تک انسان ها توجه دارد . به همین دلیل دانشجوی این رشته باید نوع دوست، انسان دوست، علاقمند به دانش آموزان و در عمل صادق باشد. همچنین لازم است از نظر هوشی ، توانایی فوق العاده ای داشته و دید هنری داشته باشد . 
دانشجوی این رشته باید خلاق بوده تا بتواند ابزار آفرین و راه آفرین باشد در حال حاضر نیز می بینیم که دانشجویان توانمند این رشته گاه با وسایل بسیار ابتدایی چیزهای جدید و جالبی خلق می کنند . از سوی دیگر دانشجوی این رشته باید حس هنری داشته باشد . دانشجوی تکنولوژی آموزشی اگر هدفش ورود به آموزش و پرورش است نباید ایده آل گرا باشد چون هنوز تفکر تکنولوژی آموزشی در آموزش و پرورش جا نیافتاده است و فارغ التحصیلان این رشته نباید انتظار داشته باشند که آموخته های خود را خیلی راحت و بدون هیچ مقاومتی در محیط آموزشی پیاده کنند . در ضمن دانشجوی رشته علوم تربیتی باید قوی و محکم باشد و از روبرو شدن با مشکلات و سختی ها نترسد و مطمئن باشد که به مرور می توان ذهنیت ها را عوض کرد و مشکلات را حل نمود . 
برای تحصیل در گرایش کودکان استثنایی باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که داوطلب این رشته باید از حوصله و گذشت فراوان برخوردار باشد و نسبت به این کودکان علاقمند و واقع بین باشد . 

نکات تکمیلی :

متاسفانه بعضی از مسوولان نظام آموزشی ما فکر می کنند که رشته تکنولوژی آموزشی یک رشته ابزاری یا سخت افزاری است. آنها تصور می کنند که متخصص این رشته تنها می تواند در ساخت وسایل کمک آموزشی یا حداکثر فیلم های آموزشی موثر باشد در حالی که بر خلاف تصور عامه ، تکنولوژی آموزشی صرفاً در وجود وسایل و تجهیزات خلاصه نمی شود ، بلکه این رشته یک نگرش تازه است و اساس آن بر طراحی نظام آموزشی استوار است که با استفاده از اصول روانشناسی و بهره گیری از علم برنامه ریزی آموزشی و طراحی دقیق مبتنی بر هدف های مشخص و بالاخره با در نظر گرفتن توام منابع و امکانات انسانی و مادی بهترین روش و وسایل آموزشی را برای تغییر رفتار فراگیران عرضه می کند .
برای مثال در رشته تکنولوژی آموزشی ، ما درس هایی مثل ? آموزش برنامه ای داریم و می توانیم به کمک این درس ، خود آموزی تهیه کنیم که به وسیله آن دانش آموز بتواند بدون بهره گیری از معلم آموزش ببیند. یکی دیگر از درس های ما طبقه بندی مواد مختلف است که به کمک این درس می توانیم کلیه موادی را که در یک سازمان آموزشی یا غیر آموزشی وجود دارد . طبقه بندی کنیم تا مراجعه کننده بدون یاری متخصص به آرشیو سازمان مربوطه مراجعه کرده و به ماده آموزشی یا غیر آموزشی مورد مورد نیاز دسترسی پیدا کند . در واقع کاری که یک کتابدار در کتابخانه انجام می دهد . 

معرفی اجمالی گرایش های مقطع كارشناسی:

آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی :

آموزش و پرورش پیش دبستانی عبارت است از آموزش و پرورشی که از زمان تولد تا ابتدای دوره دبستان در مورد کودک انجام می شود . هدف از آموزش و پرورش دبستانی ، پرورش افرادی با ایمان ، ماهر ، مسئول و خلاق است ؛ بنابراین پرورش قوای فکری، جسمی ، عاطفی و اجتماعی از جمله هدفهای اولیه این رشته است . 
آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی در جامعه ما موضوع جدیدی است . در جامعه اسلامی ما ، جایگاه آموزش و پرورش در توضیح و تشریح ارزشهای جدید حاکم بر جامعه و آماده کردن کودکان برای ایفای وظایف خود ، از اهمیت خاص برخوردار است . تدوین برنامه های آموزشی و تربیتی در این مقطع سنی بسیار ضرورت دارد چرا که این دوره در تحکیم پایه و اساس تربیتی و آموزشهای بعدی از اهمیت بسیار برخوردار است . 

آموزش و پرورش کودکان استثنایی :

کودکان استثنایی را می توان به شش گروه کلی تقسیم کرد و هر گروه را با شرایط خاصی تعلیم داد و تربیت کرد . این شش گروه عبارتند از : 
1- کودکان عقب مانده ذهنی
2- کودکان معلول جسمی
3- کودکان نابینا و نیمه بینا
4- کودکان ناشنوا و نیمه شنوا
5- کودکان مبتلا به اختلالهای عاطفی و اجتماعی 
6- کودکان تیز هوش 
هدف از آموزش و پرورش کودکان استثنایی فراهم کردن امکانات آموزشی ویژه و فرصتهای مناسب به منظور شکوفایی توانایی های ذهنی و جسمی این کودکان با توجه به ویژگیهای عقلانی آنها است . 

مدیریت و برنامه ریزی آموزشی:

هدف از گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی ، برآوردن نیازهای آموزشی وزارت آموزش و پرورش بر اساس معارف، ارزشهای تربیت اسلامی و اصول مدیریت صحیح است . 
دقت و توجه به نیازهای کشور در زمینه کمبود مدیران و برنامه ریزان آموزشی متعهد و مسلمان در مقاطع مختلف تحصیل در وزارت آموزش و پرورش ، ضرورت و اهمیت این رشته تحصیلی را روشن می کند . مدیر آموزشی باید از تواناییهای مختلف از قدرت برنامه ریزی ، آشنایی به روابط انسانی و اصول مدیریت آموزشی ، برخوردار باشد تا بتواند در مورد مسائل و مشکلات آموزشی ، قدرت تشخیص مسائل و تصمیم گیری در مورد مشکلات را داشته باشد . 

تکنولوژی آموزشی:

تکنولوژی آموزشی در لغت از واژه های خاص  تکنو به معنی برخورد سیستماتیک با پدیده های علمی ،  لوژی  به معنای شناخت و  آموزش  به معنای فعالیت های هدفمندی است که مربیان یا معلمان انجام می دهند تا تغییر رفتار یا توانایی تغییر رفتار در فراگیرنده به وجود بیاید. از همین جا مشخص می شود که تکنولوژی آموزشی به معنای شناخت پدیده ها یا روش های دقیق آموزشی برای رسیدن به اهداف آموزشی است . 
تکنولوژی آموزشی ، رویکردی سیستمی است که فرآیند یاددهی و یادگیری را کنترل می کند . برای مثال متخصص تکنولوژی آموزشی بررسی می کند که در فرآیند یاددهی و یادگیری چه مسائل یا مشکلاتی وجود دارد تا بتواند مسئوولیت حل این مشکلات را بر عهده بگیرد . چنین فردی نسبت به تمام فرآیند یاددهی و یادگیری ، خواه فرآیند در مرحله درون داد سیستم باشد یا برون داد یا خود فرآیند سیستم باشد ، حساسیت نشان می دهد . 
تعلیم و تربیت یک فرآیند است و عوامل سیستماتیک مثل کلاس ، معلم ، کتاب ،  فضای آموزشی و امکانات آموزشی در آن وجود دارد و دارای درون دادی به نام شاگرد و برون دادی به نام فارغ التحصیل می باشد . 
خیلی ها تصور می کنند که تکنولوژی آموزشی ،  تکنولوژی است و این رشته باید در دانشکده فنی استقرار داشته باشد . اما باید گفت که تکنو با تکنیک فرق دارد و تکنولوژی آموزشی همراه و همگام با روانشناسی تربیتی کار آموزش را آسان می سازد . به همین دلیل محل فعالیت دانشجویان و استادان این رشته دانشکده های علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی است و چگونگی فعالیت متخصصان این رشته با توجه به مبانی تئوریک و عملی روانشناسی پرورشی شکل می گیرد و در آن طراحی آموزش و اجرا و ارزشیابی آموزش مطرح می باشد . در واقع کارشناسان این رشته ، طراحان آموزشی یا مهندسان آموزشی هستند . مهندسانی که هم و غم آنها تسهیل سازی یادگیری و آموزش است .

آینده شغلی و بازار کار:

فارغ التحصیلان گرایش آموزش و پرورش کودکان استثنایی پس از پایان تحصیلات می توانند مسوولیتهای متفاوتی را در جامعه بر عهده گیرند از جمله : 

- معلم مراکز آموزش و پرورش کودکان استثنایی و  مدیریت مراکز آموزش و پرورش کودکان استثنایی . 
- کارشناس گزینش و تشخیص کودکان استثنایی و کارشناس آموزش و پرورش کودکان استثنایی در موسسات گوناگون از قبیل وزارت آموزش و پروش و سازمان بهزیستی کشور . 
فارغ التحصیلان مدیریت و برنامه ریزی آموزشی مسوولیتهای متفاوتی را در جامعه می توانند بر عهده گیرند از جمله : 
- مدیریت مراکز آموزشی در سطوح مختلف و کارشناس برنامه ریزی در وزارت آموزش و پرورش .
فارغ التحصیلان آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی مسوولیتهای متفاوتی را در جامعه می توانند عهده دار شوند ، از جمله :
-   مربی دوره های پیش دبستانی .
-   کارشناسی تهیه مواد و وسایل آموزشی و کمک آموزشی برای مراکز پیش دبستانی . 
-   کارشناسی تهیه مواد و وسایل آموزشی و کمک آموزشی برای مراکز پیش دبستانی و دبستانی . 
-   آموزگار مدارس ابتدائی . 
-   مدیریت مدارس ابتدائی . 
-   مربی کارورزی دانشجویان تربیت معلم . 
-   کارشناس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان . 
-   کارشناس آموزش و برنامه ریزی سازمان بهزیستی .
-   کارشناس وزارت آموزش و پرورش . 

فرصتهای شغلی فارغ التحصیلان گرایش تکنولوژی آموزشی:

فلسفه اصلی این رشته استفاده از توانایی فارغ التحصیلان آن در آموزش و پرورش و سپس صدا و سیما است . اما در عمل می بینیم که به دلیل تفکر غلط حاکم بر برخی محیط های آموزشی ، تکنولوژیست های آموزشی به سختی جذب این مراکز می شوند . البته برخی از فارغ التحصیلان این رشته جذب مدارس غیر انتفاعی شده اند و با ارائه طرح های آموزشی برای دوره ها و درس های مختلف، کارآیی مدرسه را بسیار ارتقاء داده و در واقع بسیار موفق بوده اند . 
عده ای از فارغ التحصیلان نیز جذب وزارت ارشاد یا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می شوند و بالاخره برخی از فارغ التحصیلان با توجه به توانایی هایی که در طی تحصیل کسب کرده اند جذب بازار کار آزاد می شوند و به عکاسی آموزشی با تولید فیلم های آموزشی می پردازند .

دروس اصلي هر چهار گرايش
تاريخ آموزش و پرورش در اسلام و ايرانجامعه شناسي آموزش و پرورش
فلسفه آموزش و پرورشاقتصاد آموزش و پرورش
اصول و مباني آموزش و پرورشمقدمات مديريت آموزشي
آموزش و پرورش تطبيقيمقدمات برنامه ريزي آموزشي درسي
آموزش و پرورش ابتدايي ، راهنمايي و متوسطهآموزش و پرورش كودكان استثنائي
اخلاق اسلاميمقدمات تكنولوژي آموزشي
روشها و فنون تدريسآشنايي با كتابخانه و اصول كتابداري
روانشناسي عموميروش هاي آماري در علوم تربيتي
روانشناسي رشد 1و2سنجش و اندازه گيري در علوم تربيتي
جامعه شناسي عموميمقدمات روش تحقيق در علوم تربيتي

 

دروس تخصصي (گرايش تكنولوژي آموزشي)
سمينار در برنامه ريزي درسي و آموزشياصول برنامه ريزي درس و تحليل محتوا
مباني ارتباط انسانيبرنامه ريزي درسي ابتدايي
اصول طراحي پيامهاي آموزشيسمينار در تكنولوژي آموزشي
اصول عكاسيبرنامه ريزي درسي متوسطه
توليد برنامه هاي تلويزيونيراديو و تلويزيون آموزشي
انتخاب ، بهره برداري و ارزيابي مواد و وسايل آموزشيتئوري ها و روش هاي كاربردي در رسانه هاي جمعي
توليد مواد آموزشيآموزش برنامه اي
آموزش با روش مبتني بر سيستم هااصول طراحي نظام هاي آموزشي
توليد فيلم هاي آموزشيبرنامه ريزي درسي آموزش عالي و بزرگسالان
ارزيابي نظام هاي كوچك آموزشيآشنايي با مراكز و مواد آموزشي
كارورزي ها و اجرا پروژه هاي فرديكارورزي ها و اجرا پروژه هاي گروهي
جامعه شناسي ارتباطي



تاريخ : سه شنبه 23 آبان1391 | 21:19 | نویسنده : علیرضا |
تاریخچه آموزش استثنایی جهان و ایران

ريشه‌هاي تاريخي آموزش و پرورش استثنايي را به گونه‌اي كه امروز مطرح است، مي‌توان اوايل سال‌هاي 1800 ميلادي در ميان تلاش‌هاي تني چند از پزشكان محقق يافت. از ايتارد، پزشك انديشمند فرانسوي كه پزشكي حاذق و صاحب‌نظر در بيماري‌هاي گوش و تعليم و تربيت كودكان ناشنوا بود مي‌توان به عنوان يكي از پيشگامان آموزش و پرورش استثنايي نام برد. از جمله معروف‌ترين كارهاي ايتارد، تلاش وي در تربيت ويكتور، كودك 10 ساله‌اي است كه در يكي از جنگل‌هاي فرانسه پيدا شد. وي با زندگي اجتماعي آشنايي نداشت و آثاري از رشد زبان در او مشهود نبود. ادوارد سگن، شاگرد ايتارد  كه سال 1848 به آمريكا مهاجرت كرد  از اولين كساني است كه با روش ابداعي خود سعي در تعليم و تربيت كودكان عقب‌مانده ذهني داشت. در كنار تلاش‌هاي ايتارد و سگن، زحمات چشمگير خانم ماريا مونته سوري قابل توجه است. وي تحت‌تاثير عميق فعاليت‌ها و روش‌هاي سگن، به عنوان مربي كودكان عقب‌مانده ذهني و حامي‌ آموزش و پرورش پيش‌دبستاني براي همه كودكان شهرت يافت. به دنبال كوشش‌هاي قابل ملاحظه ايتارد، سگن و مونته سوري، اين پيشگامان نهضت تعليم و تربيت استثنايي، شاهد تلاش‌هاي گسترده ديگر محققان و متخصصان در كشوهاي مختلف جهان و تاسيس مراكز، مدارس و كلاس‌هاي ويژه براي كودكان استثنايي هستيم، به گونه‌اي كه امروز همه كشورهاي جهان به آموزش و پرورش استثنايي به عنوان يك ضرورت فرهنگي و اجتماعي مي‌نگرند و بخش قابل توجهي از امكانات آموزش و پرورش عمومي آنها به كودكان و دانش‌آموزان استثنايي اختصاص مي‌يابد.

در هر حال اگر بر اين باور باشيم كه ستون‌هاي تمدن هر جامعه بر نظام آموزش و ساختار آموزش و پرورش آن استوار است، بدون ترديد سلامت، جامعيت و كارآمدي نظام آموزش و پرورش آن جامعه نيز در گروي وسعت، گستردگي، تنوع و كيفيت برنامه‌هاي جامع آموزش استثنايي و درصد كودكان و دانش‌آموزاني است كه به عنوان استثنايي يا داراي نياز ويژه مورد تشخيص و شناسايي واقع شده و خدمات آموزشي موثري در مدارس عادي يا كلاس‌هاي خاص به ايشان ارائه مي‌شود.

محققان تعليم و تربيت و كارشناسان بصير نظام‌هاي آموزشي، عمدتا بر اين باورند كه پيشرفت‌هاي حاصل در آموزش و پرورش عادي در زمينه‌هايي همچون شناخت ويژگي‌هاي شناختي و رفتاري دانش‌آموزان، مسلح شدن به روش‌هاي موثر كنترل رفتار و آموزش و پرورش، بهره‌گيري از آزمون‌هاي معتبر هوشي و رواني و انجام مطالعات باليني و تجربي، مرهون انجام تحقيقات درباره كودكان استثنايي و يافته‌هاي حاصل از روان‌شناسي و آموزش و پرورش استثنايي است. بدون ترديد پيشرفتهاي حاصل در قلمروي روان‌شناسي و آموزش استثنايي در ابعاد مختلف، سبب‌شناسي و پيشگيري از معلوليت‌ها، شناخت ويژگي‌ها در مراحل مختلف رشد، روش‌هاي آموزشي و توانبخشي و مشاوره و راهنمايي در سايه همراهي و همكاري متخصصان و پژوهشگران رشته‌هاي تخصصي ديگر همچون روان‌شناسي رشد، روان‌شناسي باليني، روان‌شناسي مرضي، روان‌شناسي تربيتي، جامعه‌شناسي و آسيب‌شناسي اجتماعي، بهداشت عمومي، ژنتيك و آزمايش‌هاي ژنتيكي، پزشكي، روانپزشكي، طب اطفال، مغز و اعصاب، گوش پزشكي، چشم پزشكي، ارتوپدي، تربيت بدني، فيزيوتراپي، كار درمانگري، گفتار درمانگري، هنر و فناوري آموزشي و مشاوره و راهنمايي مقدور و ميسور بوده است. به همين سبب است كه محققان روان‌شناسي و آموزش كودكان استثنايي مي‌‌توانند طرح‌هاي تحقيقاتي خود را با توجه به زمينه‌هاي مورد اشاره طراحي، تدوين و اجرا كنند. از سوي ديگر فارغ‌التحصيلان و پژوهشگران اين رشته نيز مي‌توانند با پژوهش‌هاي بنيادي و كاربردي خود به غناي رشته‌هاي مرتبط بيفزايند.

در جامعه ما، تاريخچه برنامه آموزش و پرورش استثنايي به دهه اول قرن چهاردهم شمسي مربوط مي‌شود. در اين دوران، اولين مدرسه ناشنوايان در تهران توسط مرحوم جبار باغچه‌بان و نخستين مدرسه ويژه نابينايان در تبريز به وسيله يك كشيش آلماني به نام كريستفل تاسيس و به دنبال آن در چند شهر ديگر مدارس مشابهي از سوي افراد خير و آگاه بنياد نهاده شد. در اين مورد مي‌توان از تاسيس مدرسه شبانه‌روزي نابينايان در تهران در سال 1328 و چندين مدرسه استثنايي ديگر همچون ابابصير، خزائلي و غيره نام برد. در سال 1347 دفتري به نام دفتر آموزش كودكان و دانش‌آموزان استثنايي در وزارت آموزش و پرورش ايجادشد. درواقع مسووليت اين دفتر، شناخت و جايگزيني مطلوب و آموزش و پرورش كليه كودكاني است كه به علت تفاوت‌هاي قابل ملاحظه ذهني، جسمي و عاطفي قادر به استفاده ازبرنامه‌هاي عادي آموزش و پرورش نيستند.

در پي آغاز فعاليت اين دفتر، مراكز و مدارس متعددي در نقاط مختلف كشور براي تعليم و تربيت كودكان استثنايي شروع به كار كردند. مطابق گزارش‌هاي رسمي وزارت آموزش و پرورش، 10 سال پس از تاسيس اين دفتر، يعني در سال 1357 حدود 8000 دانش‌آموز استثنايي تحت پوشش دفتر مزبور مشغول تحصيل بودند. با توجه به پيشرفت‌هاي روزافزون فناوري آموزشي، بالا رفتن آگاهي اغلب اولياي كودكان استثنايي و ايجاد نگرش مثبت در آنان براي تعليم و تربيت فرزندان خود، تاثير قابل توجه مدارس استثنايي در تعليم و تربيت كودكان استثنايي، بويژه ورود تني چند از دانش‌آموزان نابينا و ناشنوا به موسسات آموزش عالي، همچنين تلاش روزافزون و متعهدانه دلسوزان كودكان استثنايي در پرتوي انقلاب اسلامي و با تصويب مجلس شوراي اسلامي، سازمان آموزش و پرورش استثنايي با هدف‌هاي جامع و فراگير در سال 1370 تاسيس شد و كار خود را آغاز كرد. با تاسيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي، تحول چشمگيري در شناسايي هرچه سريع‌تر و آموزش و توانبخشي كودكان و نوجوانان استثنايي در سطح كشور به وجود آمد و اميد مي‌رود اين سازمان بتواند دست‌كم مطابق وظايف و مسووليت‌هايي كه مجلس محترم براي آنان پيش‌بيني كرده است، توفيقات چشمگيري داشته باشد.



تاريخ : چهارشنبه 10 آبان1391 | 9:36 | نویسنده : علیرضا |

انگلیس:

انگلستان از روند کلی آموزش فراگیر در اروپا تبعیت میکند. آموزش فراگیر در این کشور به موجب قانون آموزش مصوب ۱۹۹۶ و قانون نیازهای آموزشی ویژه و ناتوانی مصوب سال ۲۰۰۱ به اجرا در میآید. به موجب بند ۳۱۲ قانون آموزش ۱۹۹۶ دانشآموزی دارای نیاز ویژه آموزشی است که مشکل وی در یادگیری، تدارک امکانات آموزشی ویژهای را برای وی ایجاب کند و دشواری وی بیش از حدی باشد که اکثریت همسالان وی تجربه میکنند. به موجب قانون نیازهای آموزشی ویژه و ناتوانی ۲۰۰۱ همه دانشآموزان باید در مدارس عادی آموزش ببینند، مگر آنکه این امر با شرایط و نیازهای خود کودک یا با خواسته و تمایل والدین کودک و یا با روند آموزش مؤثر برای سایر دانشآموزان منافات داشته باشد. از سپتامبر ۲۰۰۲ از مدارس خواسته شد، که از اعمال تبعیض به نفع دانشآموزان دارای نیازهای ویژه آموزشی خودداری ورزیده و در صورتی که تشخیص دهند که حضور برخی از آنان در کلاسهای عادی موجب زیانهای اساسی در جریان آموزش سایر دانشآموزان است، از پذیرش آنان خودداری کنند.

تصدی شغل معلم آموزش ویژه مستلزم داشتن مرتبه ذیصلاح (OTS) است. دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد یا دارندگان این مدرک تحصیلی میتوانند در دورههای مقدماتی تربیت معلم (ITT) که در مراکز معتبر آموزش ارائه میشود، شرکت کنند. آنها میتوانند با شرکت در برنامههای تربیت معلم که مبتنی بر استخدام است از جمله «برنامه معلمان فارغالتحصیل یا ثبتنام شده» یا برنامه «اول تدریس» و یا سایر برنامههایی که توسط اداره تربیت و توسعه اجرا میشود، به کسب گواهینامه معلمی نایل شوند. یکی از مواردی که معلمان برای کسب "OTS" به آن نیاز دارند، شرکت و موفقیت در امتحان مهارتهاست، که پس از گذراندن دوره آموزش، اجرا میشود.

آموزش عمومی در انگلستان برای سنین ۱۶-۵ سال اجباری است. آموزش در مدارس دولتی رایگان است و این قاعده در مدارس کودکان دارای نیازهای ویژه نیز صدق میکند. برنامهریزی برای تامین نیازهای ویژه در این کشور مشابه کشورهای اروپایی در برنامه مداخله پیش هنگام (ECI)، مبتنی است. ۲۰ درصد کودکان در انگلستان دارای نیاز ویژه شناخته میشوند. در چارچوب دوره تحصیل عمومی، مراجع محلی آموزشی وظیفه دارند، بر اساس ارزیابی نیازها به صورت فردی به تعیین برنامه آموزش مبادرت ورزند. این برنامه به صورت کتبی در تعهدنامه نیازهای آموزشی ویژه ثبت میگردد و مبنای اقدامات آموزشی و حمایتی برای کودک است. ادارات محلی آموزش بر اساس نیازهای ثبت شده در تعهدنامه نیازهای آموزشی ویژه، مسوول فراهمآوری امکانات هستند. این امکانات خدمات حمایتی آموزش دانشآموزان دارای مشکل یادگیری، خدمات تخصصی دانشآموزان دارای مشکل بینایی و شنوایی، خدمات مشاورهای و نظارتی برای معلمان و اعضای مراجع آموزش محلی، خدمات روانشناسی مدرسهای برای کودکان را در بر میگیرد. از والدین خواسته میشود، در کلیه مراحل و فرایندهای تصمیمگیری در مورد فرزندان خود مشارکت فعال داشته باشند.

▪ آلمان:

غالب کشورهای عضو جامعه اروپا از رویه مشابهی برای توانبخشی و آموزش کودکان دارای نیازهای ویژه تبعیت میکنند. طرح مداخله در اوان کودکی در بسیاری از کشورهای اروپایی اجرا میشود. این طرح در همه کشورهای عضو وظایف کاملاً یکسانی را ندارد، اما در همه کشورها خدمات و امکاناتی را از زمان تولد کودکان نیازهای ویژه آموزشی، به این کودکان و خانوادههای آنان ارائه میدهد. این طرح توسعه اداره اروپایی توسعه آموزش کودکان دارای نیازهای ویژه در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ تدوین و اجرا شد.

در آلمان بیش از ۱۰۰۰ مؤسسه خدمات مداخله به هنگام کودکی، به کودکان دارای نیاز ویژه آموزش ارائه میدهند. روش مداخله به هنگام کودکی از ایالتی به ایالت دیگر در آلمان فرق میکند. ساختار نظام مالی و تسهیلات مؤسسات نیز متفاوت است. تشکیلات مربوطه شامل مراکز مداخله به هنگام کودکی بین رشتهای، مراکز اجتماعی – پزشکی کودکان، مهد کودکهای ویژه، مراکز تربیتی و مراکز آموزشی و مشاوره خانواده است. (در سال ۱۹۷۳ گزارش شناسایی و مداخله به هنگام برای کودکان دارای نیازهای ویژه آموزشی که توسط اتواسپیک و به درخواست هیات امنای آموزش و پرورش آلمان ارائه شد، مبانی تشکیل نظام جامعی از خدمات مداخلهای زودهنگام و بین رشتهای را برای نخستینبار در ایالت باواریا فراهم ساخت).

مطابق با قانون اساسی و قوانین مدرسه در آلمان کودکان دارای نیازهای ویژه آموزشی یا در مدارس عادی و یا در صورت لزوم در مدارس آموزش ویژه، آموزش میبینند. در مدارس آموزش ویژه همه امکانات در راستای آمادهسازی کودک دارای نیازهای ویژه آموزشی برای ادامه تحصیل در مدارس عادی بسیج میشوند.

در جمهوری فدرال آلمان به اقتضای وجود تفاوتهای فرهنگی، تربیت معلم برای سطوح و نوع گوناگون مدارس تفاوتهای زیادی دارد. تربیت معلم در آلمان ترکیبی از مطالعات مرتبط با موضوع تدریس، علوم آموزشی، شیوه تعلیم موضوع درسی و ایجاد رابطه معنیدار بین نظریه و فعالیت تعلیم در خلال دورههای آمادهسازی برای خدمت است. افرادی که در حال گذراندن آموزشهای نظری هستند، باید خود را با مقتضیات عملی نیز تطبیق دهند.

تربیت معلمان به دو مرحله تقسیم میشود. دوره آموزش عالی و دوره تربیت عملی. دوره آموزش عالی در دانشگاهها، مدارس فنی، هنر و موسیقی و مدارس آموزش فنون آموزش؛ و دوره تربیت عملی در مؤسسهها و مدارس تربیت معلم ارائه میشوند.

برای کسب صلاحیت در آموزش ویژه به عنوان معلم دو راه وجود دارد.

نخست اینکه، داوطلب میتواند پس از گذراندن دوره آموزش عالی در امتحانات اول، مربوط به موضوع تدریس، و دوم، مربوط به علوم آموزشی همانند روانشناسی و فلسفه، ایالتی شرکت کند و در صورت موفقیت به مرحله دوم تربیت معلم وارد شود.

راه دوم اینکه میتواند پس از اتمام آموزش عالی در دوره آموزش تکمیلی دیگری که مربوط به نیازهای ویژه آموزش و مرتبط با معلولیتهای گوناگون میباشد، ثبت نام کند که این دوره نیز دارای امتحانات پایانی است.

لازمه کار به عنوان معلم دریافت پروانه کار با گذراندن موفق دو مرحله تربیت معلم است. دو امتحان دو مرحله آموزش عالی و تربیت معلم به صورت ایالتی برگزار میشود. در بعضی از ایالتها دارندگان مدرک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد میتوانند بدون گذراندن دوره اول، در دوره دوم شرکت نمایند.

بر اساس قانون فدرال رفاه اجتماعی آلمان کلیه کودکانی که به موجب بررسیها دارای نیازهای ویژه شناخته میشوند، مشمول برخورداری از کمک مالی هستند. این کمکها با عنایت به طول دوره تحصیل اجباری به منظور تهیه و تدارک امکانات حمایتی و آموزشی در اختیار خانواده این کودکان قرار میگیرد. ۸۵ درصد کودکان دارای نیازهای آموزشی در مدارسی تحصیل میکنند که با بودجه دولتی تامین میشوند و ۱۵ درصد باقی مانده در مدارس خصوصی وابسته به کلیساها، سازمانهای رفاهی و سایر نهادهای غیردولتی میباشند.

در این کشور آموزش کودکان دارای نیازهای ویژه به وظیفهای برای مدارس عادی تبدیل شده است. در فواصل سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹ کنفرانس وزیران آموزش و فرهنگ ایالتها بر اولویتهای آموزش ویژه در سطوح مختلف رشدی متمرکز شد. اصطلاح تاکید بر حمایت آموزش فردی در آموزش ویژه به ارائه خدمات ویژه فردی برای هر دانشآموز در حیطههای یادگیری، گفتار، رشد هیجانی و اجتماعی، رشد ذهنی، رشد جسمی، شنوایی، بینایی، وجوه مشترک جنبههای فوق و بیماریهای مزمن منجر شد. برنامههای آموزش انفرادی یا درمانی که مبتنی بر ساختار عمومی نظام حمایتی و تسهیلات هستند، امکانات لازم را برای رویارویی با موقعیتهای دشوار در فرایند یادگیری فراهم میآورند.

▪ فرانسه:

با تصویب قانون ۱۹۸۹ حق هر کودک در زمینه برخورداری از آموزش از سن سه سالگی فراهم شد. مطابق با یادداشت تفاهم غیررسمی (۱۹۹۱) که توسط وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت و امور اجتماعی امضا شد، تاکید شد نزدیکترین مدرسه به محل زندگی دانشآموز دارای نیاز ویژه ملزم به پذیرش او در کلاس است.

مطابق با تغییرات دهه ۱۹۷۰ نظام آموزش و بر اساس قوانین تمرکز زدایی، امور آموزشی از سازمانهای اجرایی مرکزی (وزارتخانهها) به ادارات خدمات آموزش ملی – منطقهای منتقل شد. آموزش ویژه در فرانسه تنها در حیطه اختیارات وزارت آموزش و پرورش نیست و تا حد زیادی تحت نظارت وزارت بهداشت و امور اجتماعی و دادگستری نیز میباشد. مطابق با رئوس کلی قانون افراد دارای نیازهای ویژه ۱۹۷۵، از تعریف فرد استثنایی خودداری شده و تعهداً قانونگذاران فرانسه رویه دیگری را برمیگزینند، آنها سازمانی محلی را با نام کمیسیون منطقهای آموزش ویژه تعیین میکنند که در مورد اقدامات مالی یا یادگیری لازم برای پاسخگویی به نیازهای یک دانشآموز به خصوص، تصمیمگیری کند.

معلمانی که در امر آموزش ویژه تخصص دارند، باید دوره عمومی تربیت معلم را گذرانده و دارای دو سال تجربه کاری باشند و سپس دوره یک ساله دیگری را با موفقیت طی و دیپلم آموزش ویژه را دریافت کنند.

در فرانسه هزینههای آموزش ویژه به طور کامل توسط دولت تامین میشود. هیچ هزینهای بابت امور آموزش، توان بخشی و خدمات ویژه مورد نیاز کودکان دارای نیازهای ویژه آموزش به خانواده تحمیل نمیشود. بنا به گزارش مالی ۱۹۹۲ در فرانسه، هزینه آموزشهای ویژه درصد کل جمعیت دانشآموزان کشور، ۲۷/۵ درصد کل بودجه آموزش را به خود اختصاص داد.

طبق بخشنامه مصوب ۱۹۷۶ کودکان دارای نیازهای آموزشی ویژه در مدارس و کلاسهای عادی فرانسه آموزش میبینند، مگر آنکه معلولیت آنان در حدی باشد که چنین امری را میسر نسازد. تدوین برنامه آموزشی برای کودکان دارای نیازهای ویژه و تصمیمگیری در این مورد که چه حمایت مالی یا کمک آموزشی باید در جهت اجرای این برنامههای آموزشی به آنان ارائه شود، از جمله مسئولیتهای کمیسیون منطقهای آموزش استثنایی است. هیچ تصمیمی بدون تنفیذ از سوی این کمیسیون قابل اجرا نخواهد بود. این آموزش معمولاً بر مبنای یک طرح فراگیر شخصی و یک برنامه پیگیری توان بخشی یا درمانی صورت میگیرد. در مواردی ممکن است کودک به مؤسسات پزشکی – آموزشی هدایت شود.

▪ ژاپن:

در سال ۱۹۷۹ آموزش کودکان دارای معلولیت ذهنی، جسمی، نقایص سلامتی ویژه اجباری شد. قبل از این تلاشها معطوف به مدارس و کلاسهای ویژه بود، اما از این پس، آموزش فراگیر به سرعت رشد کرد. آغاز آموزش فراگیر در ژاپن انتقاد بسیاری از دستاندرکاران در این کشور و حتی کشورهای غربی را به دنبال داشت. بسیاری بر این باور بودند که این شیوه از آموزش گیج کننده است و دانشآموز استثنایی را در محیطی قرار میدهد که برای او ساخته نشده است. از سوی دیگر منظور داشتن کلاسها و مدارس مجزا برای کودکان استثنایی به معنای اجبار آنان به تحصیل در مکانهایی محدود کننده بود که به معنای فراهم آوردن امکانات آموزشی برای همه کودکان در کم محدودیتترین محیط آموزشی است و کودکانی را نیز که دچار شدیدترین معلولیتها هستند را در بر میگیرد.

چندین کمیته در وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش، علوم و فناوری ژاپن وظیفه اصلاح وضعیت آموزش ویژه را برعهده دارند، که کمیته "اتاقهای مرجع"، کمیته "به سوی آموزش ویژه، در قرن ۲۱"، کمیته "چگونه آموزش حمایتی ویژه را مهیا کنیم"، از جمله آنهاست.

" کمیته به سوی آموزش ویژه در قرن ۲۱" که در سال ۲۰۰۰ با هدف تامین آموزش مناسب برای کودکان دارای نیازهای آموزشی ویژه در مدارس عادی تشکیل شد، به تعریف آموزش حمایتی ویژه مبادرت ورزیده است؛ این آموزش از نظر برنامهریزی درسی بر فراهم آوردن برنامه تدریس انفرادی برای همه کودکان دارای نیاز ویژه تاکید دارد. کمیتههای فعال در وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش، علوم و فناوری ژاپن با رویکرد جدید آموزش ویژه با تکیه بر آموزش فراگیر و حمایتی، افزایش صلاحیتهای معلمان و تشکیل کمیتههای درون مدرسهای برای بحث درباره نیازهای همه کودکان دارای دشواریهای یادگیری با شرکت همه معلمان را محورهای فعالیت خویش میدانند.



تاريخ : چهارشنبه 10 آبان1391 | 9:33 | نویسنده : علیرضا |

رشته علوم تربیتی شامل چهار گرایش { تکنولوژی آموزشی _ مدیریت و برنامه ریزی آموزشی _ آموزش و پرورش کودکان استثنایی _ آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی است .}

شامل یکسری دروس مشترک است که میتوان به برخی از آنها اشاره داشت:  تاریخ آ.پ در اسلام و ایران_ فلسفه آ.پ _ اصول و مبانی آ.پ_ آ.پ تطبیقی _ آ.پ سه مقطع _ روشها و فنون تدریس _ روانشناسی عمومی _ روانشناسی تربیتی _ رشد کودکی و نوجوانی _ جامعه شناسی عمومی _ جامعه شناسی آ.پ _ اقتصاد آ.پ _ مقدمات مدیریت آموزشی _ مقدمات برنامه ریزی آموزشی و درسی _ آ.پ کودکان استثنایی _ مقدمات مشاوره و راهنمایی _ سنجش و اندازه گیری در علوم تربیتی _ روش تحقیق در علوم تربیتی _ آشنایی با کتابخانه _ مقدمات تکنولوژی آموزشی _ روشهای آماری در علوم تربیتی.

گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی = یک رشته میان رشته ایست که تلفیقی از رشته های روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، مدیریت، آمار، زبان، و مشاوره است .

هدف از این رشته = فراهم کردن فرصت های یادگیری و یاددهی هرچه بیشتر برای گروه های واجب التعلیم و علاقه مند به یادگیری و همچنین تربیت نیروی انسانی ماهر مورد نیاز جامعه است . در کل این رشته ؛ مدیریت بر فعالیت های یاددهی و یادگیری به منظور ایجاد تغیرات مطلوب در رفتار یادگیرنده و ارزیابی میزان تحقق این تغیرات است. در حال حاضر فارغ التحصیلان این رشته در درجه اول جذب آ.پ می شوند و تعدادی هم در سازمان های دولتی مدیریت و برنامه ریزی _ برنامه و بودجه فعالیت می کنند .

دروس تخصصی این رشته = 1_ اصول مدیت آموزشی . 2 _ روانشناسی اجتماعی . 3 _ سازمان و قوانین . 4 _ اصول برنامه ریزی آموزسی . 5 _ مبانی امور مالی بودجه . 6 _ اصول برنامه ریزی درسی . 7 _ کاربرد مقدمات کامپیوتر در مدیریت آموزشی . 8 _ اصول حسابداری . 9 _ روابط انسانی _ 10 _ نظارت و راهنمایی تعلیماتی . 11 _ راهنمایی تحصیلی و شغلی . 12 _ مسائل نوجوانان و جوانان . 13 _ آموزش بزرگسالان . 14 _ آموزش ضمن خدمت . 15 _ مدیریت اسلامی . 16 _ پروژه( سمینار) . 17 _ کارعملی مدیریت در سازمان . 18 _ کارعملی مدیریت در آموزشگاه . 19 _ متون زبان خارجه در برنامه ریزی . 20 _ متون زبان خارجه در مدیریت آموزشی .



تاريخ : سه شنبه 9 آبان1391 | 12:14 | نویسنده : علیرضا |
آموزش وپرورش نه روزى براى شروع شدن دارد و نه روزى براى تمام شدن. اما حداقل کارکرد وجود اول مهر در تقویم آموزشى مى تواند بهانه اى براى بازبینى، یادآورى، بازسازى و توسعه کشور داشته باشد؛و در حقیقت یادآور این نکته است که آموزش وپرورش هر ساله نیازمند انطباق و حرکت با نیازهاى جدید و الزامات نوین است ، چرا که این مدارس درواقع کاکردی جز تامین منایع انسانی ندارند.
در رسیدن به منابع انسانی یکی از یهترین سرمایه گذاری آموزش است ، زیرا هدفِ آموزش آماده کردن کودک برای بعهده گرفتن مشاغل تخصصی در آینده و شرکت در نظام تقسیم کار است و مدرسه با آماده ساختن کودک حضور او را درجامعه و درک به موقع و هماهنگی ساختارها ، کارکردها و فرهنگِ جامعه میسر می سازد.
مطمئنا حضور حدود یک میلیون 200 هزار نوآموز در جشن شکوفه ها موید این نکته است که سرمایه گذرای بر روی آنها می تواند توسعه را هر چه بیشتر در ایران شدت ببخشد.
زیرا در کشوری مانند ایران به دلیل محدودیت های ناشی از کمبود نیروی انسانی ماهر ، این موضوع از نقش و اهمیت ویژه ای برخوردار می شود ، موضوعی که در بسیاری از کشورها همانند ژاپن و کره و مالزی نتیجه بخش بوده و مسیر توسعه کشورشان را فراهم نمود .
بعنوان مثال کشور مالزی در تلاش جهت توسعه آموزشی کشور، قوانین آموزشی مصوب سال 1961 مورد بازنگری قرار داد و پیشرفت برنامه های آموزش همگانی در مالزی مرهون توجه دولت به‌آموزش و اختصاص بودجه‌های کلان به‌این بخش است،چرا که بودجه‌های اختصاص یافته به بخش آموزش در قیاس با بودجه‌های عمومی دیگر، بیشتر است.
این کشورها استفاده صحیح از نیروی انسانی به مثابه ارزشمند ترین و بزرگترین ثروت هر جامعه به صورت مسئله ای حائز اهمیت مورد توجه قرار می دادند و معتقدند که انسان هم هدف توسعه و هم عامل و اگر ‌کشوری نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحوی موثر بهره برداری کند ، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.
در این کشورها آموزش و پرورش بعنوان یکی از اصیل‌ترین و وسیع‌ترین نظام فرهنگی که نقش آماده سازی نیروی انسانی را بر عهده دارد از اهمیت زیادی برخوردار است و سعی می شود بیشتربن بودجه و سرمایه گذاری در این بخش صورت بگیرد.
این اهمیت به گونه ای است که همه نهادها، گروه‌ها به نوعی که در تحقق توسعه کشور مشارکت دارند، ریشه اغلب مشکلات، نابسامانی‌ها، نارسایی‌ها و بحران‌های اجتماعی را در سیستم و فرایند آموزشی جستجو و معرفی می‌کنند.
این در حالی است که در کشور مان تنها حدود 15 درصد از بودجه کشو را به سازمان آموزش و پرورش اختصاص یافته که در مقایسه با بودجه سایر سازمانها و عملکرد آنها زیاد مورد چشمگیر نیست و پیش بینی می شود ، امسال هم با چهار هزار میلیارد ریال کسر بودجه مواجه خواهد شد.
اگر قرار است جامعه در حال گذار ایران به سلامت از گردنه‌های صعب‌العبور تغییرات اجتماعی گذر کند،‌ شایسته است که نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخیرهایی که تاکنون در ورود به عرصه مهندسی اجتماعی داشته است،‌مسئولیت و سهم بیشتری در قبال جامعه بر عهده گیرد و نقش جدی‌تری را در خروج از بن‌بست کنونی و نیل به جامعه مطلوب ایفا نماید.
این مهم میسر نمی‌شود مگر آنکه نظام آموزش و پرورش ما، ضمن کسبِ وزن، شأن و جایگاه شایسته و واقعی خود در نظام و سلسله مراتب اجتماعی و سازمانی کشور،بتواند خود را از قید و بندها و مشکلات بی شماری که با گریبانگیر است رها سازد و به منزله بازوی روشنفکری جامعه،‌ زمینه‌های شکل‌گیری آموزش و پرورشی انسان‌گرا، توسعه همه جانبه و درون‌زا را فراهم آورد‌ تا به نوبه خود،‌ بتواند مشکلات موجود در توسعه کشور که همانا نیروی انسانی بگشاید.
بازگشت سرمایه گذاری در نیروی انسانی، اغلب مستلزم فرایندی طولانی و بلند مدت است، لیکن بازدهی آن بسیار عمیق و گسترده بوده و در تمام کنش‌های فردی و جمعی افراد اعم از رفتار، گفتار، جمعیت و کاهش هزینه‌های اقتصادی، بهداشتی، قضایی انعکاس می‌یابد لذا عبارت «ما آنگونه زندگی می‌کنیم که تربیت می‌شویم» به درستی انعکاسی از کیفیت آموزش و پرورش می باشد.
فرایند یادگرفتن دانش ، مهارت و آموزش، یکی از پایه‌های اساسی پیشرفت جامعه محسوب می شود و امروزه در دنیای معاصر، سیستم آموزشی ابزار و تکیه‌گاه تمامی ‌دولت‌های مدرن برای نیل به توسعه پایدار و همه جانبه می‌باشد.
ولی این موضوع هنوز در سیستم آموزش و پرورش ایران نتوانسته به احراز جایگاه واقعی خود در ادبیات سیاسی- اجتماعی و فرهنگ برنامه‌نویسی و بودجه‌ریزی دست یابد و بیشتر بخاطر اینکه یکی از مهمترین مراکز تبلیغات ایدئولوژیهای سیاسی دولتمردان محسوب می شود ، بیش از سایر نهادها دست خوش تغییر ات شده و تا به امروز نتوانسته در حد مطلوب شیوه منظمی برای آموزش و ارزشیابی تدارک تنظیم کند.
آموزش وپرورش ایران هنوز وامدار یک سیستم قدیمى و کهنه براساس آموزه هاى تعلیم و تربیت قرن گذشته است. چنین روشى شاید در زمان خود کارآیى هاى خاص خود را داشت. اما به تدریج بایستى جاى خود را به شرایط و الزامات جدید بسپارد.
براساس برآوردهاى انجام شده معمولاً دوره راهنمایى، سالانه ??درصد و در دوره ابتدایى ? تا ? درصد، مردودى دیده مى شود که این امر نشان دهنده اتلاف هزینه است، در حالى که آموزش و پرورش خود باکمبود اعتبار وهزینه رو به رو است. به این ترتیب، براى بازگشت دانش آموزان و تکرار پایه تحصیلى، حدود یک ششم هزینه هاى تحصیل تحمیل مى شود.
این در حالى است که بنا بر تحقیقات تکرار پایه نه تنها در یادگیرى دانش آموزان مؤثر نیست، بلکه موجب افسردگى و احساس ناتوانى در دانش آموز مى شود.
مطالعه تجربیات کشورهاى پیشرفته نشان داده اگر رسیدن به سطح بالاتر تنها با ملاک نمره، ارزیابى شود، ولى دانش آموز نتواند مهارتهاى لازم اجتماعى، فرهنگى و فردى را براى حضور در جامعه فراگیربدست بیاورد ، این نوع نظام تحصیلى موفق عمل نکرده است.
در نظام هاى پیشرفته هر دانش آموز یک پرونده اخلاقى ، شایستگى، لیاقت، نظم رفتار دارد که ملاک ارتقاست.مدل سنتى آموزش و پرورش در غالب کشورهاى غربى سالهاست که منسوخ شده است.
این در حالی است که نظام امتحانات کشور ما یکى از سختگیرترین ومشکل ترین روشهاى تعلیم وتربیت درجهان است و تأکید بر حافظه و انتقال اطلاعات عمومى همچنان محور نظام آموزشى ما را تشکیل مى دهد ولی در جهان جدید پرورش دانش آموز خلاق بر پرورش دانش آموزى که صرفاً به انتقال ذهنى منابع مى پردازد، برترى دارد.
در کشور آمریکا طبق استاندارد ، تعداد دانش آموزان در هر کلاس نباید بیش از 25 نفر باشد و همه مدارس امریکا مجهز به رایانه و وصل به اینترنت هستند و آموزش رایانه از کلاس ابتدایی جزو دروس مدارس است. همین شیوه ها باعث شده در برخی از مناطق آمریکا آمار میانگین سطح سواد رایانه ای دانش آموزان بیش از معلم ها باشد.
در این کشور سطح توانایی ها این دانش آموزان در کارنامه هایی که به 4 سطح زیر استاندارد ـ نزدیک به استاندارد ـ در سطح استاندارد ـ بالاتر ازاستاندارد تقسیم شده ثبت می شود ، و اگر در نزدیک به استاندار باشد باید دوباره به آموزش در همان درس بپردارند.
از این‌رو، بایسته است سیاستگزاران و مسئولین عالی نظام با تجدید نظر در نگرش و روش‌های پیشین خود، و اعاده جایگاه و منزلت آموزش و پرورش در سلسله مراتب سازمانی و اجتماعی، حساب جدید و بیشتری بر روی نقش و سهم نظام آموزشی ایفا کنند.
چرا که هیچ جامعه‌ای و هیچ حکومتی از طریق بی‌اعتنایی به نظام آموزشی به جایی نرسیده است و بدرستی گفته شده که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند فراتر از علم و معلم خود برود واز این روست که می‌توان گفت که وضعیت فعلی نظام آموزش و پرورش و معلمان ما در واقع نمود،‌ برآیند و آینه‌ای تمام نما ازروش،منش،بینش وتوان برنامه‌ریزی و مدیریت کشورمی‌باشد


تاريخ : سه شنبه 9 آبان1391 | 12:12 | نویسنده : علیرضا |
آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت دارای مفهوم و کاربرد گسترده و پیچیده، و در نتیجه مبهمی است. در تعریف این مفهوم، نه تنها میان مردم عادی، بلکه میان صاحب‌نظران تعلیم و تربیت هم اختلاف‌نظر وجود دارد. همچنین مفاهیمی مانند سوادآموزی، کارآموزی، بارآوردن، پروردن، تأدیب، اجتماعی کردن، و... نیز جزئی از «آموزش و پرورش» محسوب می‌شوند یا با آن همپوشی دارند.

دربارهٔ مفهوم «آموزش و پرورش» باید درنظر داشت که «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان، مکان، یا عمل خاصی نیست. یعنی به طور مشخص «آموزش و پرورش» منحصر به مدرسه، کودکان، یا آموزش دروس خاصی نیست، بلکه «آموزش و پرورش» برای همه، و در هر زمانی (ز گهواره تا گور) و هر مکانی است.

نقشه میزان آموزش در کشورهای جهان در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۷ میلادی.
     ۰٫۹۵۰ و بالاتر      ۰٫۹۰۰–۰٫۹۴۹      ۰٫۸۵۰–۰٫۸۹۹      ۰٫۸۰۰–۰٫۸۴۹      ۰٫۷۵۰–۰٫۷۹۹      ۰٫۷۰۰–۰٫۷۴۹      ۰٫۶۵۰–۰٫۶۹۹      ۰٫۶۰۰–۰٫۶۴۹      ۰٫۵۵۰–۰٫۵۹۹      ۰٫۵۰۰–۰٫۵۴۹      ۰٫۴۵۰–۰٫۴۹۹      ۰٫۴۰۰–۰٫۴۴۹      ۰٫۳۵۰–۰٫۳۹۹      زیر ۰٫۳۵۰      نامشخص

محتویات

 [نهفتن

تعاریف آموزش و پرورش [ویرایش]

همانطور که گفته شد، آموزش و پرورش دارای مفهوم و کاربردی گسترده، پیچیده، و مبهم است. تاکنون تعریف واحد یا جامع و مانعی از «آموزش و پرورش» به دست نیامده‌است و اهل نظر، هر یک بر پایه تفکرات و تجربیات خود، تعریفی از آن ارائه داده‌اند.

صاحبنظران ایرانی یا مسلمان تعلیم و تربیت در سده‌های پیشین (مانند امام محمد غزالی)، هیچکدام درپی تعریف مفهوم «آموزش و پرورش» نبوده‌اند و گویا اهمیت تعریف این مفهوم را درک نکرده بودند. در عصر حاضر، متفکران ایرانی مانند دکتر محمدباقر هوشیار،دکتر عیسی صدیق،دکتر اسدالله بیژن و دکتر امیرحسین آریان‌پور، استاد مرتضی مطهری در این‌باره اظهارنظر کرده‌اند. ولی دانشمندان غربی از دیرباز تاکنون تعاریفی از «آموزش و پرورش» ارائه داده‌اند.

برخی از تعاریف آموزش و پرورش [ویرایش]

  • محمدباقر هوشیار: آموزش و پرورش مجموعه منظمی از اعمال و رفتار است؛ به بیان دیگر آموزش و پرورش فعل و انفعالی است میان دو قطب سیال (آموزگار و فراگیر) که مسبوق به اصلی و متوجه هدفی و مستلزم برنامه‌ای است.
  • جان دیویی: آموزش و پرورش دوباره ساختن یا سازمان دادن تجربه‌است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.
  • ژان ژاک روسو: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی)، و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد.
  • دانشنامه بریتانیکا: از آن‌جایی که کودکان بی‌سواد، نادان و غیرمطلع از فرهنگ جامعه‌شان به دنیا می‌آیند، برای یادگیری فرهنگشان، هنجارهای رفتاری افراد بالغ، یادگیری مهارت‌ها، یافتن نقششان در اجتماع و رسیدن به اهدافشان نیاز به آموزش دارند.[۱]
  • امیرحسین آریان‌پور: آموزش و پرورش عبارت است از " فرآیند هدایت و جهت‎دهی عمدی تجارب انسانی"[۲]

فلسفه آموزش و پرورش [ویرایش]

از آن‌جا که آموزش به کودکان این قابلیت را می‌دهد که به صورت مستقل به سوی اهداف مورد نظرشان حرکت کنند و هویت ویژه‌ای در جامعه بیابند، اهمیتی غیر قابل چشم‌پوشی برای فلاسفه دارد.[۳] فلسفه آموزش به بررسی ماهیت و اهداف آموزش و ابزارهای آن می‌پردازد و در ارتباط با «نظریه آموزش» است. نظریه آموزش نوعی نظریه عملی بوده که سعی در فراهم آوردن رهنمود و روشن کردن تمامی جنبه‌های گوناگون آموزش (اعم از جنبه‌های تعلیمی، اخلاقی و سیاسی مربوطه) و همچنین ساختار اجتماعی وابسته با آن است.[۴] فلسفه آموزش از نیمه دوم قرن بیستم میلادی به بعد به صورت یک شاخه مشخص از فلسفه شناخته شده و مورد بررسی قرار گرفت.[۴]

تاریخچه نظریات پیرامون آموزش و پرورش [ویرایش]


نظریه‌های آموزش و پرورش [ویرایش]

نظریه‌های آموزش وجود چهار چیز را در فرایند آموزش ضروری فرض می‌کنند: ۱- معلم ۲- دانش آموز ۳- موضوع درسی ۴- گروه اجتماعی که معلم و دانش آموز به آن تعلق داشته و از طریق آن با هم مرتبط می‌شوند. نظریه‌های آموزشی مختلف را می‌توان از طریق پاسخی که به سؤالات زیر می‌دهند از همدیگر تمیز داد: هدف آموزشی یک مدرسه چیست و اینکه از نظر روانی چگونه دانش آموزانش را به انجام کارهایی که هدف را تحقق می‌بخشد متمایل می‌سازد؟ موضوع درسی چیست، با چه روش‌هایی تعلیم می‌شود، مطالب با چه میزان راحتی آموخته می‌شوند و به چه راحتی بعداً فراموش می‌شوند؟ امتحان‌ها، روش‌های درس خواندن، و معیارهای مقایسه دانش آموزان با همدیگر چیست؟ مدارس مختلف بحران‌های مختلف دارند. برخوردهای درونی مدرسه مورد نظر چیست؟ ترس‌هایی که معلمین را تحت الشعاع قرار می‌دهد چیست و واکنش معلمین به این ترس‌ها چیست؟ دانش آموزان در مدارس مختلف با ترس‌هایی مختلفی روبرو می‌شوند. تحت چه ترس‌هایی دانش آموزان به تلاش برای یادگیری مشغول هستند و پاسخ آنها به این ترس‌ها چیست؟ با توجه به اینکه تقصیر شکست‌ها را می‌توان بر گردن نظریه خاص آموزشی استفاده شده نهاد، راه حلها نیازمند ایجاد تغییراتی در نظریه آموزشی می‌باشد. انتخاب یک نظریه آموزشی خاص نیازمند آگاهی کافی نسبت به شرایط خاص یک مدرسه بوده و حکم کلی نمی‌توان داد.[۵]

تاریخ آموزش و پرورش [ویرایش]

فرایند آموزش و پرورش از پیدایش انسان بر زمین آغاز شده و به عقیده برخی معلمی (یا گونه‌ای از آن) از نظر قدمت دومین پیشه انسان‌ها بوده‌است. هیچ جامعه انسانی‌ای وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند[۳]. در جوامع بدوی، آموزش رسمی به شکل امروزی آن وجود نداشت. در واقع در تمامی فعالیت‌های روزمره بالغین نقش معلمین را بازی می‌کردند و همه جا کلاس درس بود. انباشتگی دانش در طول زمان باعث شد که یک نفر بالغ نتواند بر تمامی آن مسلط شود. راه حلی که جامعه برای این مشکل پیدا کرد آموزش به نوع رسمی بود: مدارسی تشکیل شد و متخصصینی در آن‌ها به گونه‌ای موثر به انتقال فرهنگ و دانش موجود کمک می‌کردند.[۱] با رشد فزاینده جامعه و زیاد شدن پیچیدگی‌های آن، آموزش رسمی به عهده مؤسسات خاصی واگذار شد. به علاوه ماهیت آموزش نیز کم کم تغییر کرد: آموزش کمتر و کمتر به زندگی روزمره افراد ارتباط پیدا می‌کرد، انتزاعی‌تر شده و با عملگرایی فاصله می‌گرفت. دانش بصورت خیلی فشرده در آمده و این امر به دانش آموزان این قابلیت را می‌داد که از فرهنگی که در آن به دنیا آمده‌اند فراتر رفته و چیزهایی را یاد بگیرند که هرگز نمی‌توانستند توسط تجربه مستقیم یا تقلید از افراد بالغ بیاموزند. فرایند آموزش امروزه یکی از پایه‌های اساسی پیشرفت جامعه‌ها شده‌است و اهمیت روز افزونی پیدا کرده‌است و این خود باعث این شده که کتاب‌ها و تحقیقات زیادی در زمینه اهداف، محتوا، و نحوه بهینه تدریس انجام شود. در دورن مدرن، شاهد شکوفایی فلسفه آموزش و نظریات تعلیمی هستیم.[۱]وهر معلم با توجه به شرایط دانش آموزان کلاسش از شیوه‌های مختلف آموزشی استفاده می‌کند.

آموزش در جوامع بدوی [ویرایش]

در جوامع بدوی، آموزش محدود به انتقال فرهنگ بود و هدف آن پرورش فرزندان بگونه‌ای بود که بتوانند اعضا خوبی برای گروه یا قبیله شان باشند. یک انسان بدوی دنیا را به شکل ثابت و تغییر ناپذیر میدید. برای او فرهنگ تمام دنیا اش را تشکیل می‌داد، و این فرهنگ در انتقالش از یک نسل به نسل بعدی تنها مقدار کمی تغییر می‌کرد.[۱]

جوامع بدوی تأکید زیادی روی لزوم پیوستن مناسب افراد به بدنه قبیله یه گروهشان داشتند. جوامع بدوی اشکال و تنوع فرهنگی زیادی داشته و بیان قوانین عام حاکم بر تمامی آنها کار سختی می‌باشد. ولی به هر حال نکات مشترکی بین فرهنگ‌های بدوی وجود دارد: افراد غیر بالغ در فعالیت‌های بالغین شرکت می‌کردند. یادگیری توسط مکانیزم‌های تقلید، تلاش برای فهمیدن احساسات و انگیزه‌های افراد بالغ و تلاش برای شناسایی و تطبیق هویت خود با آنها صورت می‌گرفت.[۱]

هنگامی که فردی بالغ می‌شود، روش آموزش او دگرگون می‌شود. او دیگر نمی‌بایست بصورت لحظه‌ای و غیر منظم به تقلید از بالغین بپردازد بلکه باید رفتارش را منظم و استاندارد بکند. در هنگام بلوغ برای جدا شدن از محیط و فضا دوران کودکی، افراد «آیین تشرف» را تجربه می‌کنند. فرد بالغ شده ممکن است به صورت ناگهانی از خانواده‌اش جدا شود و به اردوگاهی به همراه افراد تازه بالغ شده دیگر فرستاده شود. دلیل این جدایی این است که فرد وابستگی‌اش را به خانواده کم کند و از نظر عاطفی و اجتماعی خودش را در محیط وسیع‌تر فرهنگی قبیله‌ای بنا نهد. معلمان در این مراسم تشرف کسانی هستند که شخص نمی‌شناسد، در واقع اقوام شخص در قبیله دیگر که شخص تا حالا ندیده‌است. آیین تشرف عموماً عملی نیست بلکه در آن ارزش‌های فرهنگی، مذهب قبیله‌ای، افسانه‌ها، فلسفه، تاریخ، مراسم‌ها و آداب و رسوم و اطلاعات دیگر تدریس می‌شود. این مراسم (به ویژه بخش مذهبی آن) از اهمیت زیادی برخوردار و لازمه عضویت در قبیله بوده‌است.[۱]

آموزش در قدیمی‌ترین تمدن‌ها [ویرایش]

تمدن در خاورمیانه، در بین رودهای دجله و فرات و در مصر، حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد شروع شد. تمدن عمده بعدی هزار و پانصد سال بعد در شمال چین زاییده شد. انتقال فرهنگ در این جوامع پیچیده، «نوشتن» را ضروری کرد.[۱] البته در هیچ زمانی در دوران باستان، بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد مردان بالغ و تقریباً ۱۰ درصد کل جمعیت نمی‌توانستند بخوانند و بنویسند.[۶]

آموزش در ایران باستان [ویرایش]

در فلات ایران، دست کم از پانزده هزار سال پیش، انسان زندگی می‌کرده‌است. دربارهٔ چگونگی آموزش و پروش مردمانی که پیش از آریایی‌ها در این سرزمین زندگی می‌کردند آگاهی چندانی در دست نیست.
نزدیک به چهار هزار سال پیش، آریایی‌ها و از آن جمله مادها، پارسی‌ها و پارتی‌ها به سرزمین ایران مهاجرت کردند. مادها در غرب و پارسی‌ها در جنوب و پارتی‌ها در شرق فلات ایران ماندگار شدند و حکومت‌هایی تشکیل دادند.
مادها در حدود هفصد سال پیش از میلاد در سرزمین‌های غرب ایران چیره شدند و دولت ماد را بنیان گداشتند. در دورهٔ مادها، کودکان و نوجوانان راه و رسم زندگانی و کار و جنگاوری را در خانه و ایل می‌آموختند. آموزش رسمی مخصوص روحانیان بود. روحانیان، گذشته از خواندن و نوشتن، اصول و مراسم دینی، اخترشناسی و شیوه‌های پیشگویی سرنوشت دیگران را در مراکز دینی فرا می‌گرفتند. مردم دیگر از خواندن و نوشتن بی‌بهره بودند. مادها خطی شبیه خط میخی داشتند.[۷]
امپراتوری ایران باستان توسط کوروش کبیر در سال ۵۵۹ قبل از میلاد تأسیس، و توسط مسلمانان در سال ۶۵۱ میلادی منقرض شد. از ویژگی‌های عمده تمدن ایران باستان که به ایرانیان احساسات ماجراجویی و ملّی گرایی می‌داد می‌توان تأکید بر توانایی‌های فیزیکی و بدنی، مذهب فعال زرتشتی و اخلاقیات آن، و جنگاوری و توسعه‌طلبی را نام برد. در زمان حکومت کوروش و جنشینانش، آموزش تحت تأثیر اخلاقیات زرتشتی و نیازهای نظامی جامعه بود. چهار طبقه اجتماعی نیاز هایشان را توسط آموزش بر طرف می‌کردند: روحانیون، جنگجوها، کشاورزان و بازرگانان. اخلاقیات زرتشتی آموزش را در جهت پرورش افکار خوب، کلام خوب و کارهای خوب می‌دید. تعلیم و تربیت در این دوران تأکید زیادی روی پیوندهای خانوادگی و احساسات گروهی، پذیرش حکومت پادشاه، تعلیمات مذهبی، و آماده‌سازی‌های نظامی داشت.[۱]

آموزش در دوران هخامنشی به صورت دولتی انجام نمی‌شد و آموزش‌های اولیه در خانه انجام می‌پذیرفت. فرزندانی که به طبقات بالا متعلق بودند می‌توانستند در سن هفت سالگی به مدارس در دیوان‌ها بروند. در مراحل بالا ی آموزشی به دانش آموزان قوانین و حقوق، پزشکی، ریاضی، جغرافیا، موسیقی، و نجوم یاد می‌داند. مدارس نظامی خاصی هم موجود بود.[۱]

با فتح ایران توسط اسکندر کبیر، روشهای آموزشی یونانی جای روشهای آموزشی در دوران هخامنشی را گرفت. این رویه در دوران حکومت پارتیها نیز ادامه یافت. ولی با به روی کار آمدن سلسله ساسانی در ایران، نحوه آموزش سنتی ایرانی مجدد احیا شده، توسعه و تکمیل شد. اخلاقیات زرتشتی عملکرد مشابهی مانند دوران هخامنشی داشت، با این تفاوت که در دوران ساسانی تأکید بیشتری روی نیروی کار (مخصوصاً کشاورزی)، قداست ازدواج و خانواده، و احترام به قانون و نخبه گرایی داشت. آموزش در آن دوران پایگاه‌های قوی اخلاقی، اجتماعی و ملّی داشت. موضوع درسی سیستم آموزشی شامل تمرینات بدنی و رزمی، خواندن خط پهلوی، نوشتن، ریاضی و هنر بود.[۱]

بزرگترین دستاورد آن دوران تأسیس دانشگاه گندیشاپور بود که نقش عمده‌ای در توسعه آموزش پیشرفته داشت. در گندیشاپور فرهنگ‌ها و علوم ایرانی، هندی، یونانی و رشته‌های علمی مختلف گرد هم آمده بودند. دانشجویانی از سر تا سر دنیا برای تحصیل به گندیشاپور می‌آمدند. بعدها گندیشاپور نقش مهمی در دسترسی مسلمانان به علوم یونانی و رومی بازی کرد و از طریق مسلمانان بسیاری از آثار مجدد از عربی به لاتین ترجمه شد.[۱]

آموزش در دنیای اسلام [ویرایش]

آموزش در اسلام از ارزش زیادی برخوردار بوده‌است. با مسلمان شدن مردمان از نژادها و جوامع مختلف، آموزش نقش مهمی در تشکیل یک اجتماع به هم پیوسته و جهانی ایفا کرد. تا اواسط قرن نهم میلادی، تقسیم بندی مشخصی از دانش انجام شده بود: علوم به سه دسته تقسیم شده بودند: علوم اسلامی، علوم فلسفی و طبیعی و علوم ادبی هنری. علوم اسلامی به بررسی منابع اسلامی مانند قرآن، احادیث و تفاسیر آن می‌پرداخت. علوم اسلامی از نظر فرهنگی از همه با ارزشتر به حساب می‌آمد؛ فلسفه و علوم طبیعی به اندازه علوم اسلامی مهم دیده می‌شد ولی کم فضیلت تر دیده می‌شد.[۱]

سیستم آموزش اسلامی در ابتدا تأکید زیادی روی فنون و امور عملی مانند توسعه سیستم‌های آبیاری، ابداعات کشاورزی، خیاطی، تولید محصولات با آهن و فولاد، محصولات چرمی، تولید کاغذ و باروت، گسترش تجارت زمینی و دریایی، و ساختن اشیاء سفالی داشت. به تدریج و از قرن ۱۱ میلادی به بعد، علاقه به علوم مذهبی به صورت عمده‌ای جای علوم دیگر را گرفت. علوم یونانی و فلسفه دیگر تنها به صورت خصوصی و به عده کمی تدریس می‌شد و هنرهای ادبی به شکل عمده‌ای رو به کاهش نهادند. از آزادی فکری داده شده به اندیشمندان و نخبگان کاسته شد. علوم غیر دینی و بررسی‌های پژوهش گرایانه غیر دینی دیگر تحمل نمی‌شدند. این نحوه سیستم آموزشی از ازبکستان امروزی در شرق تا مصر در غرب در طول سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۲۵۰ میلادی گسترش پیدا کرد.[۱]

آموزش و پرورش نوین [ویرایش]

در بیش‌تر کشورها، گذراندن دورهٔ مقدماتی برای کودکان پنج و شش ساله و گذراندن دورهٔ متوسطه برای نوجوانان سیزده ساله اجباری است.

آموزش مدرن در ایران [ویرایش]

شروع آموزش به نحوه مدرن در ایران با تأسیس مدرسه دارالفنون در تهران و به همت امیر کبیر رقم خورد. در دار الفنون علوم فنی، علوم طبیعی و همچنین کمی علوم انسانی توسط اساتید خارجی، و تحت نظارت رضا قلی خان، تدریس می‌شد. تأسیس این مدرسه باعث ترجمه آثار مختلفی از زبان‌های اروپایی به فارسی شد.[۸]

رضا شاه مسبب ایجاد تغییرات عمده‌ای در سیستم آموزشی ایران می‌باشد. به عنوان بخشی از برنامه غربی سازی، مدرن سازی و تمرکز اداره امور، او مکتب‌خانهها را بر چید. مکتب‌ها جاهایی بودند که در آنها به تمامی دانش آموزان در هر سنی که بودند در یک اطاق توسط یک آخوند آموزش داده می‌شد. رضا شاه دستور داد که تمامی افراد جامعه، دختر و پسر، بصورت اجباری به مدارس دولتی بروند، و اینکه محتوای کتابهای درسی به روز و مدرن شوند. او محلی برای تربیت معلمین ایجاد کرد و همچنین دانشگاه تهران را بنا نهاد. چند سال بعد رضا شاه دستور در اختیار گرفتن و دولتی کردن تمامی مدارس خارجی تبلیغی مسیحی (میسونری) را داد.[۸] بیشتر مدرسه‌های عالی آن زمان، مانند دارالمعلمین عالی(دانشسرای عالی)، مدرسهٔ حقوق و علوم سیاسی(دانشکدهٔ حقوق) و مدرسهٔ عالی طب(دانشکدهٔ پزشکی) در شمار دانشکده‌های این دانشگاه در آمدند. با تأسیس دانشگاه تهران دانش آموزان توانستند، پس از به پایان رساندن دورهٔ دبیرستان، در رشته‌های ادبیات و فلسفه وعلوم تربیتی، پزشکی، حقوق، علوم طبیعی و ریاضی، علوم معقول و منقول و مهندسی به تحصیل بپردازند. بعدها دانشگاه تهران گسترش یافت و دارای دانشکده‌ها و رشته‌های درسی دیگری شد.[۷] آموزش و پرورش در ایران آموزش و پرورش در ایران بیشتر متمایل به روش پیاژه می‌باشد ولی در عمل شیوه‌هایی که پیاژه بر آن تاکید کرده‌است عملی نمی‌شود آموزش در ایران بیشتر معلم-محتوا محور بوده و کودک در جریان یادگیری بیشتر نقش انبار کنده دارد در سالهای اخیر وزارت آموزش و پرورش ایران در پی این بوده‌است که تغییراتی اساسی در شیوهٔ آموزش کودکان به وجود آورد ولی این تغییرات بیشتر جنبهٔ کمیتی داشته و کمتر به کیفیت اموزش توجه شده‌است

اثرات سیاسی [ویرایش]

رهبران سیاسی تأثیر زیادی بر سیستم‌های آموزشی گذاشته‌اند. به طور مثال در شوروی نظام آموزشی تحت نظارت شدید حزب کمونیست شوروی قرار گرفت. پس از به قدرت رسیدن جوزف استالین او تاکید ویژه‌ای بر آموزش علوم، ریاضیات و ایدئولوژی کمونیست داشت همزمان مراکز علمی شوروی تعداد زیادی از شهروندان دیگر کشورها را جذب مراکز آموزشی خود کردند. این نظام آموزشی پس از فروپاشی شوروی اصلاح شد و اختیارات دولت‌های محلی در این امر افزایش پیداکرد.[۹]
در نظام آموزشی ایالات متحده آمریکا در اوایل قرن بیستم تبعیض نژادی برعلیه افراد سیاهپوست وجود داشت که دولت آمریکا با تصویب قوانینی سعی برحذف آنها کرد همچنین قوانین برای دادن امتیازات بیشتر از سفید پوستان به سیاهپوستان موسوم به تبعیض مثبت، تصویب شد.[۱۰]

جستارهای وابسته [ویرایش]



تاريخ : سه شنبه 9 آبان1391 | 12:6 | نویسنده : علیرضا |

مقاله زیر به بررسی تاثیر فعالیتِ های جسمی ویژه در سازگاری اجتماعی و عملکرد ادراکی حرکتی دانش آموزان کم توان ذهنی می پردازد. این مطلب برگرفته از نشریه تعلیم و تربیت استثنایی شماره های 80 و 81 است و خواندن آن می تواند برای والدین و معلمانی که با کودکان کم توان ذهنی روبرو هستند، موثر واقع شود.

ضرورت توجه به تامین سلامت جسمانی و روانی کودکان دارای نیازهای ویژه ایجاب می کند در طرح ها و برنامه ها به بهبود و درمان و به طور کلی توان بخشی این کودکان توجه کافی شود، زیرا آنها همواره برای خود، والدین و مدرسه مسیله ساز هستند. از این رو راهبردهای درمانی لازم می تواند والدین و مربیان را در توان بخشی این کودکان یاری دهد که یکی از آنها توجه به نقش فعالیت جسمی در بهبود و درمان اختلالات خاص رفتاری کودکان است.

فرآیند اجتماعی شدن یکی از جنبه های رشد انسان است. ذاتی بودن زندگی جمعی در انسانها ضرورت تماس با دیگران را امری اجتناب ناپذیر کرده است. رشد اجتماعی دربردارنده ارتباط سالم و منطبق با موفقیت در افراد است.

بنابراین، مسیله سازگاری اجتماعی به عنوان یکی از زمینه های فعالیت نظام آموزش و پرورش همواره مورد توجه بوده است. یکی از پیامدهای ناشی از نقص در مهارت های اجتماعی، ناسازگاری اجتماعی است. بررسی موشکافانه ی روابط بین فردی برای نخستین بار به وسیله ی سالیوان (1953) با عنوان نظریه ی روابط بین فردی جایگاه خود را در مباحث روانشناسی به دست آورد. هلندون و هوکمن (1992) بازی های تخیلی 18 کودک 5/4 ساله پیش دبستانی را که از نظر هوشی طبیعی بودند با 55 کودک کم توان ذهنی 5 ساله پیش دبستانی مورد پژوهش قرار دادند. آنها دریافتند که کودکان طبیعی بیشتر طی بازی به رفتارهای اجتماعی مثل کمک کردن، همکاری و رقابت پرداختند درحالی که کم توان های ذهنی بیشتر به تکرار یک رفتار اجتماعی طی بازی پرداختند، در نتیجه از نظر اجتماعی بودن به طور معنی داری پایین تر از کودکان طبیعی قرار می گرفتند.

ماژورک تاچمن و هوسر (2004) تأثیر ورزش را همراه موسیقی روی پنج کودک دارای نارسایی توجه / بیش فعالی بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که ورزش همراه با موسیقی روی مشکلات رفتاری و سرعت کاری این کودکان تاثیر مثبتی داشت و در برخی از زمینه ها نیز بیش فعالی آنها کاهش یافته بود.

میشن (2006) نشان داده است که تمرین های آمادگی جسمانی و ورزش یکی از مؤثرترین روش های غلبه افراد در خودمانده بر معلولیت شان است؛ زیرا به یادگیری مهارت های حسی حرکتی، ارتباطی و اجتماعی شدن کمک می کند و باعث افزایش عزت نفس می شود.

گابل هال و باری چونگ (1993) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که تمرینات آیروبیک بر روی وضعیت رفتاری و روان شناختی افراد کم توان ذهنی و ناتوانی های همراه با آن تاثیر مثبت دارد.

غباری بناب و نبوی (1382) در پژوهشی تاثیر ورزش صبحگاهی را در کاهش تمایلات پرخاشگرانه ی 60 دانش آموز کم توان ذهنی آموزش پذیر مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد تمایلات پرخاشگرانه ی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تحت تاثیر ورزش صبحگاهی به طور معناداری کاهش یافته است.

در پژوهشی که استرونگ (1992) روی 174 بچه کودکستانی انجام داد، نتیجه گرفت که بین ضعف در خواندن و ضعف در توانایی های حرکتی رابطه مثبت وجود دارد. از سوی دیگر برخی از پژوهش ها نیز به بررسی تفاوت های جنسیتی در زمینه سازگاری اجتماعی پرداخته اند که نتایج این پژوهش ها ضد و نقیض است. نتایج برخی از پژوهش ها، بیانگر تفاوت معنی دار دختران و پسران در میزان سازگاری اجتماعی است.

ویلیام و آشر در پژوهشی که روی 65 دانش آموز کم توان ذهنی خفیف انجام دادند، متوجه شدند که پسرها بیشتر از دخترها احساس تنهایی می کنند. یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن در هر فرهنگ، کسب مهارت های اجتماعی است. شخصی که دارای یکی از مهارت های اجتماعی است، می تواند به انتخاب و ارایه رفتارهای مناسب در زمان وضعیت معین دست بزند. در رشد مهارت های اجتماعی عوامل گوناگونی وجود دارند که می توان از آن جمله به تاثیر فعالیت های جسمی ویژه در این مهارت اشاره کرد و از آن جمله ورزش های دسته جمعی نوعی فعالیت های جسمی است که فرد در داخل گروه هماهنگ با آنها برای رسیدن به هدف مورد نظر تلاش می کند.

همان گونه که کودکان مزه موفقیت را در تربیت بدنی می چشند، غالباً ارزیابی از خویش و نیز رشد کلی عاطفی در آنها پیشرفت می کند (فیت دو 1995، موی 1968، کنیون و مک فرسون 1973). همچنین حرکت یکی از مهمترین شیوه های افزون آگاهی کودکان است که به آنها در کسب مفاهیم پیچیده کمک می کند. حرکت در واقع نخستین وسیله ای است که به وسیله آن کودک خود و محیط اطراف را درک می کند و همواره او را با پدیده یادگیری رو به رو می سازد. یکی از عواملی که می تواند بر عملکرد شناختی و ذهنی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر گذارد فعالیت های ادراکی حرکتی و ورزش و برنامه های تمرینی است. گروهی از کودکان که در مهارت های اجتماعی و فعالیت های ادراکی مشکل دارند، کودکان کم توان ذهنی هستند (مجتهدی، 1374 به نقل از کفارت).

از آنجا که بررسی مطالعات انجام گرفته نشان می دهد تا زمانی که فرد از رشد اجتماعی برخوردار نباشد نمی تواند با دیگر افرادی که به نحوی با او در ارتباط هستند، روابط بهینه و مؤثری داشته باشد از جمله کوشش ها در رسیدن به این هدف، تدبیر و فراهم آوردن فرصت ها و فعالیت هایی است که دانش آموز به طور کاملاً فعال و ثمربخش در آن شرکت داشته باشد، به طوری که به خوبی احساس کند که وجود و حضور و تلاش او مفید و باارزش است.

با توجه به این که تعداد زیادی از دانش آموزانی که دچار ناتوانی و عقب ماندگی هستند، علل کم توانی ذهنی شان به عوامل ساختاری مربوط می شود و چنین کودکانی در مهارت های ادراکی حرکتی و شناختی با مشکل روبرو هستند، بنابراین فعالیت های جسمی بر عملکردهای ادراکی حرکتی فرد کم توان ذهنی تاثیر بسیاری دارد.



تاريخ : دوشنبه 8 آبان1391 | 11:39 | نویسنده : علیرضا |

آدمها نه‌ تنها دارای شکل‌ها و سایزهای مختلفی هستند، بلکه انواع و اقسام شخصیت‌ها را هم دارند. تفاوت‌های آدمها با همدیگر درست به اندازه شباهت‌های آنها به هم است. برای اینکه بتوانید به بهترین نحو با آدمها ارتباط برقرار کنید، باید با سبک و سیاق خاص هرکدام، زبان خاصشان، حالات و اشارات و سرعت و تن صدای خودشان با آنها ارتباط برقرار کنید.

به گزارش سه نسل به نقل از مردمان ، برای برقرار کردن ارتباط موثر با دیگران نیاز به مهارت‌های مردمی و اجتماعی دارید که در زیر به ۸ مورد از ضروری‌ترین این مهارت‌ها اشاره می‌کنیم:

۱٫ درک دیگران

آدمها نه‌تنها دارای شکل‌ها و سایزهای مختلفی هستند، بلکه انواع و اقسام شخصیت‌ها را هم دارند. تفاوت‌های آدمها با همدیگر درست به اندازه شباهت‌های آنها به هم است. برای اینکه بتوانید به بهترین نحو با آدمها ارتباط برقرار کنید، باید با سبک و سیاق خاص هرکدام، زبان خاصشان، حالات و اشارات و سرعت و تن صدای خودشان با آنها ارتباط برقرار کنید.

پس از کجا باید بفهمید چطور می‌توانید به بهترین نحو با کسی ارتباط برقرار کنید؟ باید با آنها وقت بگذرانید! نباید انتظار داشته باشید با کسی که تازه آشنا شده‌اید بتوانید طی یک دقیقه صمیمانه حرف بزنید. درک یک موضوع زمان می‌برد—چه آن موضوع موضوعی علمی باشد و چه اجتماعی.

۲٫ ابراز مشخص افکار و احساسات

مغز ما مقدار مشخصی اطلاعات را می‌تواند در یک زمان دریافت کند. در هر ثانیه ما با بمبارانی از پیام‌ها روبه‌رو هستیم و به همین دلیل پیامی که به دیگران می‌‌رسانید باید مشخص و واضح باشد.

برای اینکه مطمئن شوید کمترین مدت زمان لازم برای ابراز افکار و احساساتتان را به طریق درست صرف می‌کنید، خیلی خوب است که برای ارتباطتان برنامه‌ریزی داشته باشید—مهم نیست که با چه روشی می‌خواهید ارتباط برقرار کنید.

۳٫ وقتی نیازهایتان برآورده نمی‌شود، اعتراض کنید

اعتراض کردن برای اطمینان از اینکه نیازهایتان برآورده می‌شوند—چه در روابط کاری و چه اجتماعی—بخش مهمی از یک رابطه است.

اما پنج راه وجود دارد که می‌توانید در ارتباط و گفتگویتان به جای اینکه خشن به نظر برسید، قاطع دیده شوید: با تمرین رفتارتان قبل از برقراری ارتباط و گفتگو؛ با تکرار گفتگو؛ درخواست فیدبک منفی؛ توافق آزمایشی با فیدبک منفی؛ و ایجاد مصالحه عملی.

قاطعیت ابزار بسیار مفیدی در ارتباط است. کارایی این ابزار بسته به موقعیت است و درست نیست که در همه موقعیت‌ها قاطع باشید. به خاطر داشته باشید، استفاده ناگهانی از قاطعیت ممکن است در نظر دیگران خشونت به نظر برسد.

۴٫ درخواست فیدبک از دیگران و ارائه فیدبک در مقابل

درکنار تکنیک قاطعیت، دادن و گرفتن فیدبک یک امر مهم در مهارت‌های ارتباطی است که اگر بخواهید روابط کاری طولانی‌مدت و بادوامی ایجاد کنید حتماً باید آن را یاد بگیرید.

یک روش برای ارائه فیدبک مفید این است که ابتدا تمجید کرده و بعد از آن توصیه‌ها و پیشنهادات عملی برای بهبود وضعیت ارائه کنید و بعد دوباره آن را با تحسین و تمجید صادقانه جمع‌آوری کنید.

در این مورد هم باید به خاطر داشته باشید که صداقت دیدگاهی نسبی و فردی است. خصوصیتی در کسی که ممکن است به نظر شما ناخوشایند بیاید، ممکن است دیدگاه فردی دیگر عالی و ایدآل به نظر برسد.

۵٫ تاثیر گذاشتن بر افکار و اعمال دیگران

همه ما فرصت این را داریم که بر افکار و اعمال دیگران اثر بگذاریم. ما این قدرت را داریم که نحوه فکر کردن و عمل کردن دیگران را شکل دهیم.

از یک چیز ساده مثل لبخند زدن و سلام کردن بعنوان راهی برای تاثیر گذاشتن بر روحیه دیگران تا الگو شدن برای دیکران در شرایط سخت، راه‌های زیادی برای تحت‌تاثیر قرار دادن افکار و اعمال دیگران دارید.

یادتان باشد که یک نگرش منجر به یک احساس می‌شود که در مقابل به عمل می‌انجامد. شما باید نگرش‌ها را شکل دهید تا بتوانید اعمال آنها را پیش‌بینی کنید.

۶٫ رو کردن مشکلات و تعارضات و حل کردن آنها

ممکن است کارمندانتان خصومتی پنهان در دلشان از شما انباشته باشند و تازمانیکه نفهمید این مشکلات چه هستند، نخواهدید توانست به خوبی با آنها کنار بیایید.

خجالت‌آور و تحقیرآمیز است و نیاز به صبر و حوصله بسیار دارد تا به حالت دفاعی نروید و به دیگران فرصت دهید نگرانی‌ها، ناامیدی‌ها و عصبانیت‌هایشان را رودررو ابراز کنند اما با این روش می‌توانید فرصت پیدا کنید همه چیز را درست کنید یا به آنها کمک کنید سوءتفاهماتشان برطرف شود.

۷٫ همکاری با دیگران به جای تنها انجام دادن کارها

اینکه یاد بگیرید با همکاری دیگران کارهایتان را انجام بدهید، نقش بسیار مهمی در رشد و پیشرفت کارتان خواهد داشت.

سریع‌ترین راه برای اینکه خودتان را زیر کوهی از جزئیات و حجم کار مدفون کنید این است که سعی کنید همه کارها را خودتان انجام دهید. تقسیم کردن حجم کاری با دیگران هوشمندانه‌ترین اقدام است. دلیل آن این است: استفاده از مهارت‌ها و توانایی‌هایتان و اجازه دادن به دیگران برای بالا بردن حجم کار شما. شما آنها را آموزش می‌دهید تا کارهایی که خودتان انجام می‌دهید را انجام دهند و خودتان کار دیگری انجام می‌دهید.

درسی که از این نکته می‌گیرید ساده است: اگر بخواهید همه کارها را خودتان انجام دهید، زیر حجم کار مدفون خواهید شد. پس به دیگران کاری که باید انجام دهید را آموزش دهید و خواهید دید که چقدر کارتان پیشرفت خواهد کرد.

۸٫ تعویض دنده وقتی روابط دیگر کارایی ندارند

بعضی وقت‌ها لازم است که دست بکشید و بروید. بعضی وقت‌ها باید از شر بار ناسالم خودتان را خلاص کنید. و بعضی وقت‌ها لازم است قدم‌هایی بزرگ بردارید تا تعادل و شتاب حرکت خودتان را بازیابید



تاريخ : شنبه 6 آبان1391 | 11:42 | نویسنده : علیرضا |
 تعریف کودک کم توان ذهنی

کودکی با کنش عمومی ، هوشی که بطور معنی دار یا قابل ملاحظه ای کمتر از حد متوسط بوده، توام با نقایصی در رفتار سازشی که در دوران رشد پدیدار شده است. 

  •  طبقه بندی کودکان کم توان ذهنی

کودکان دیر آموز:

این گروه دارای بهره ی هوشی ۹۰-۷۵ بوده و بزرگترین گروه کودکان کم توان ذهنی را تشکیل می دهند. آنها در میان گروه های کم توان ذهنی از بالاترین درجه رشد ذهنی برخوردار وفقط از نظر تحصیلی ضعیف می باشند و معمولا از نظر جسمانی ، حسی و حرکتی ، عاطفی ، اجتماعی ، ... با دیگر همسالان خود در مدارس عادی تفاوت چندانی ندارند. این کودکان بهتر است در مدارس عادی به همراه خدمات مشاوره ای و برنامه های ویژه آموزشی تحصیل کنند ، چرا که آنها فقط نیاز بیشتری به توجه خاص و شکیبایی مربیان دارند و در بزرگسالی نیز توانایی سازگاری با محیط را داشته و قادرند از یک زندگی مستقل برخوردار شوند.

کودکان آموزش پذیر

این گروه دارای بهره ی هوشی۷۵-۵۰ بوده و دومین گروه کم توان ذهنی از نظر کثرت می باشند. شناسایی این کودکان در دوره پیش دبستانی مشکل بوده و به همین دلیل تعداد قابل توجهی از آنها در مدارس عادی ثبت نام شده و بتدریج با پیچیده شدن نسبی محتوای دروس در اواخر کلاس اول شناسایی می شوند. آنها از لحاظ یادگیری مطالب درسی نسبت به کودکان هم سن خود ، بطور قابل ملاحظه  تاخیر داشته ودر مدارس استثنایی و حداثر تا پایان مقطع ابتدایی پیشرفت می کنند و سپس برنامه آموزشی آنها در مراکز حرفه آموزی و در جهت خودکفایی اقتصادی ادامه می یابد.

کودکان تربیت پذیر

این گروه دارای بهره هوشی ۵۰-۲۵ بوده و چون کم توانی ذهنی اکثر آنها به دلایل بیماری ، ضایعات مغزی و اختلالات داخلی ، ناسازگاری های ژنتیکی و غیره می باشد لذا معمولا دارای علائم کلینیکی مشخصی بوده و به سهولت از همان دوران نوزادی قابل شناسایی می باشند. آنها در مهارت های حرکتی ، گفتاری و خودیاری بطور قابل توجهی دچار ضعف و کندی شدیدی هستند و نیاز به حمایت و سرپرستی و هدایت داشته و در منزل و یا در مدارس و موسسات شبانه روزی نگهداری می شوند و با کسب تجارب شغلی در حد ساده و انجام کارهای عملی می توانند حداقل درآمدی برای خود داشته باشند.

کودکان حمایت پذیر(ایزوله)

این گروه دارای بهره ی هوشی کمتر از ۲۵ بوده و به علت کم توانی شدید ذهنی و بدنی ، قادر به یادگیری و تربیت پذیری در امور خودیاری و انطباق با محیط و سازگاری اجتماعی نمی باشند. تعدادی از این کودکان هرگز توانایی آموختن ، صحبت کردن و یا انجام ساده ترین امور زندگی از قبیل خوردن و پوشیدن را نیز کسب نکرده و مانند نوزادان و اطفال کم سن نیاز به مراقبت و سرپرستی مدام دارند. 

  •  علل کم توانی ذهنی

عوامل قبل از تولد

- عوامل ارثی و ژنتیکی (سندروم داون - فنیل کتوناریا)

- عوامل ناسازگاری خونی

- تاثیر مصرف الکل در والدین

- مصرف مواد مخدر در والدین بخصوص مادر

-  مسمومیت های ناشی از مصرف داروها و مواد شیمیایی و مواد غذایی در دوران بارداری

- سو تغذیه و اختلالت غدد داخلی

- عوامل هیجانی و روانی

- ابتلا به سرخجه و بیماری های عفونی

- اشعه ایکس و پرتوهای رادیو اکتیو

- ضربه های وارد به شکم مادر

عوامل هنگام تولد

- تولد زودرس

- نوزاد نارس (کودکان با وزن ۵/۲ کیلو یا کمتر)

- زایمان های طولانی

- ضربه های وارده به سر کودک به هنگام تولد

عوامل بعد از تولد

- انواع مننژیت

- مسمومیت ها

- ضربه های وارده به سر کودک

- اختلالات غدد داخلی کودک

- کمبود غذا و سو تغذیه

- خستگی های جسمی و روانی و اختلالات عاطفی

  • اهداف کلی برنامه های آموزش و پرورش کودکان کم توان ذهنی

- رسیدن به خود آگاهی و شناخت خود

- سازگاری اجتماعی و برقرار نمودن روابط مفید و موثر با دیگران

- رسیدن به شایستگی شغلی و کفایت اقتصادی

- پذیرش مسئولیت اجتماعی    

  •  ویژگی های کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر

 ضعف در :

- توجه و پاسخ مناسب به محرکات محیطی

- استفاده از تفکر انتزاعی در حل مسایل

- تشخیص تفاوت ها و شباهت ها در بین اشیا مختلف و یا در موقعیت های متفاوت

- تشخیص رابطه علت و معلولی

- تعمیم تجارب مختلف به موقعیت های جدید

- حافظه دیداری و شنیداری

- یادگیری بکار بردن مهارت های کلامی در ارتباطات

- حساسیت نسبت به اشاره های ضمنی و اتفاقی محیط اطراف

- واکنش مناسب نشان دادن در شرایط مختلف

  •   اهم برنامه های آموزشی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر در مقطع ابتدایی

- آموزش عادات مناسب و تقویت خودکفایی ( رعایت نظافت و نگهداری لوازم شخصی)

- تقویت مهارت های تشخیص ، دقت و حافظه دیداری و شنیداری

- آموزش و تقویت مهارت های حرکتی - حسی ظریف و درشت و هماهنگی عضلانی (لی لی کردن ، ...)

 - آموزش و تقویت مفاهیم زبانی و درکی در سطوح مختلف (اندازه ها ، رنگ ها ، ...)

- آموزش و تقویت مهارت های کلامی و گفتار ( اختلالات تولیدی ، روانی ، ...)

- تقویت توجه و انگیزه برای یافتن راه حل برای مشکلات

- تقویت شیوه خودداری و یا حفظ تعادل در موقعیت های خاص عاطفی و هیجانی

- تحریک و استفاده صحیح از حواس پنجگانه در رابطه با مسایل آموزشی

- ایجاد زمینه مناسب برای برقراری روابط صحیح و متقابل با دوستان و هم کلاسی ها ،...و سازگاری اجتماعی

- آموزش مهارت خواندن ، نوشتن و حساب کردن بر اساس توانایی های خاص فردی



تاريخ : شنبه 6 آبان1391 | 11:26 | نویسنده : علیرضا |
باسلام وبلاگ با نیاز های ویژه در روز عید سعید قربان افتتاح گردید علاقمند ان می توانند هروز با مراجعه به وبلاگ از جدید ترین اخبار و اطلاعات روان شناسی روز دنیا مطلع شوند .با تشکر مدیریت وبلاگ.

تاريخ : جمعه 5 آبان1391 | 12:8 | نویسنده : علیرضا |